نوروز بر همگان مبارک...

سال نو پیشاپیش مبارک...
امیدوارم که هرجا هستید زیر سایه خدا سلامت باشید.
بی تعارف میگم که امسال خیلی چیزا از شما دوستان خوبم یاد گرفتم.
سر سفره هفت سین ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید...
خطای دید رو داشته باش...

تجربه توهم!
سلام دوستان گرامی
اگه می خواید تجربه توهم داشته باشید به لینک http://www.neave.com/strobe برید و بعدش رو Lets Get trippy کلیک کنید و بعدش هم Ok, Start رو بزنید. به اندازه ۳۰ ثانیه بشمارید و دقیق روی صفحه نمایشگر خیره بشید و بعد هم به دستی که باهاش موس رو گرفتید نگاه کنید. اصلا دستتون رو تکون ندید. بعدش از توهم لذت ببرید...
باتشکر از دوست گرامی ،جناب آقای برمک
وصف پدر و مادر...
پدرم تنها کسی است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتونن مرد باشند!
--------------------
خورشيد هر روز ديرتر از پدرم بيدار می شه
اما
زودتر از اون به خونه بر می گرده!
--------------------
سرم را نه ظلم می تونه خم کنه
نه مرگ
نه ترس
سرم فقط برای بوسيدن دست های تو خم می شه مادرم
--------------------
هميشه مادر رو به مداد تشبيه ميکردم
که با هر بار تراشيده شدن، کوچیک و کوچیک تر ميشه…
ولی پدر...
... ... ... ...
يه خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش رو هميشه حفظ ميکنه
خم به ابرو نمياره و خيلي سخت تر از اين حرفهاست
فقط هيچ کس نميبينه و نميدونه که چقدر ديگه ميتونه بنويسه…
--------------------
(( قند )) خون مادر بالاست.
دلش اما هميشه " شور" مي زنه برای ما
اشکهای مادر، مرواريد شده تو صدف چشماش
دکترا اسمش رو گذاشتن آب مرواريد!
حرفا داره چشمای مادر. گويی زيرنويس فارسی داره!
دستاش رو نوازش می کنم. داستانی داره دستاش
--------------------
دست پر مهر مادر
تنها دستیه که اگه کوتاه از دنيا هم باشه،
از تموم دستها بلندتره...
--------------------
مادر يعنی به تعداد همه روزای گذشته تو، صبوری!
مادر يعنی به تعداد همه روزای آينده تو، دلواپسی!
مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابای کودکانه تو، بيداری!
مادر يعنی بهونه بوسيدن خستگی دستايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد!
مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
--------------------
پدرم هر وقت ميگفت "درست ميشه"
تمام نگرانیهام به يکباره رنگ ميباخت...!
--------------------
بيايد ازهمين حالا قدر پدر و مادرامونو بیشتر بدونيم...
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست...

باتشکر از سرکار خانم الهه صادقی بابت ارسال مطلب
دو دوست (از مجموعه داستان های آموزنده)
دو دوست از بیابانی عبور می کردند. درنقطه ای از راه بینشان مشاجره ای در گرفت و یکی از آن دو به صورت دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود آزرده شد و بدون آن که چیزی بگوید روی شن ها نوشت: "امروز بهترین دوست من به صورتم سیلی زد".
دو دوست به راه خود ادامه دادند و به مردابی رسیدند و تصمیم گرفتند آب تنی کنند. دوستی که سیلی خورده بود کنار مرداب در گل و لای فرو رفت و درحال فرو رفتن بود که دوست دیگر او را نجات داد. بعد از آن دوست نجات یافته روی سنگ نوشت: "امروز بهترین دوست من زندگی مرا نجات داد".
دوستی که سیلی زده و سپس جان دوستش را نجات داده بود از او پرسید: "وقتی من تو را آزردم تو آن را روی شن نوشتی و حالا روی سنگ می نویسی". چرا؟
دوست دیگر گفت: "وقتی کسی ما را می آزارد باید آن را روی شن بنویسیم جایی که باد فراموشی بتواند آن را پاک کند. اما وقتی کسی به ما خوبی کرد باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هرگز هیچ بادی نتواند آن را پاک کند"...

باتشکر از سرکار خانم موسوی بابت ارسال مطلب
عنوان مباحثه (1)
باعرض سلام و احترام خدمت شما بزرگواران
پیرو درخواست شما بزرگواران بابت طرح موضوعات اساسی جهت بحث و بررسی بیشتر و نیل به آگاهی و توافق اولین عنوان از سلسله عناوین مباحثه خدمتتان اعلام می شود:
عنوان: انتخاب همسر
- از نظر شما ملاک های آمادگی فرد برای زندگی مشترک چیست؟
- از همسر دلخواهتان چه انتظاراتی دارید؟
- همسر دلخواهتان چه ویژگی هایی دارد؟
- موانع انتخاب درست از نظر شما کدامند؟
- برای موفقیت در زندگی مشترک چه باید کرد؟

منتظر اعلام نظرات سازنده شما هستم...
اطلاعیه...
باعرض سلام احترام خدمت دوستان گرامی
بدین وسیله به اطلاع می رساند آن دسته از افرادی که برای کتاب ۴۰۰۰نکته مبانی، فنون و نظریه های مشاوره و همچنین کتاب ۴۰۰۰نکته نظریه های شخصیت و کاربرد آزمون های روانی درخواست داده بودند، می توانند روز پنج شنبه ۱۷/۱۲/۹۱ به موسسه مراجعه و یا با دادن آدرس پستی کامل به خانم ترابی ۰۹۳۵۴۳۵۱۴۶۰ اقدام به دریافت نمایند.
در ضمن در ادامه مطلب کتاب ۴۰۰۰نکته مبانی، فنون و نظریه های مشاوره معرفی شد و قابل ذکر است که ساختار کتاب ۴۰۰۰نکته نظریه های شخصیت و کاربرد ازمون های روانی هم بدین شکل و در برگیرنده ۱۳منبع می باشد...
بهای بزرگ شدن...
دلبسته کفشهایم بودم. کفش هايی که يادگار سال های نوجوانی ام بودند
دلم نمی آمد دورشان بيندازم. هنوز همان ها را می پوشيدم
اما کفش ها تنگ بودند و پایم را می زدند
قدم از قدم اگر بر می داشتم زخمی تازه نصیبم می شد
سعی می کردم کمتر راه بروم زيرا که رفتن دردناک بود
================================
می نشستم و زانوهایم را بغل می گرفتم
و می گفتم: چقدر همه چیز دردناک است
چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنيایم
می نشستم و می گفتم: زندگیم بوی ملالت می دهد و تکرار
==============================
می نشستم و می گفتم: خوشبختی تنها يک دروغ قديمی است
می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم
قدم از قدم بر نمیداشتم ... می گفتم و می گفتم
=========================
......... پارسايی از کنارم رد شد
عجب ! پارسا پابرهنه بود و کفشی بر پا نداشت
مرا که ديد لبخندی زد و گفت: خوشبختی دروغ نيست
اما شايد تو خوشبخت نشوی زيرا خوشبختی خطر کردن است
و زيباترين خطر..... از دست دادن
==============
تا تو به اين کفش های تنگ آويخته ای ....برایت دنيا کوچک است و زندگی ملال آور
جرات کن و کفش تازه به پا کن. شجاع باش و باور کن که بزرگتر شده ای
==============
رو به پارسا کردم، پوزخندی زدم و گفتم
اگر راست می گويی پس خودت چرا کفش تازه به پا نمی کنی تا پا برهنه نباشی؟
==============
پارسا فروتنانه خنديد و پاسخ داد: من مسافرم و تاوان هر سفرم کفشی بود
که هر بار که از سفر برگشتم تنگ شده بود و
پس هر بار دانستم که قدری بزرگتر شده ام
==============
هزاران جاده را پيمودم و هزارها پای افزار را دور انداختم
تا فهميدم بزرگ شدن بهايی دارد که بايد آن را پرداخت
حالا دیگر هيچ کفشی اندازه من نيست ...!!!

باتشکر از سرکار خانم صادقی
اطلاعیه کارگاه درمان عقلانی - عاطفی - رفتاری
با عرض سلام و احترام خدمت شما بزرگواران
پیرو درخواست برخی دوستان خارج از دانشگاه علامه طباطبایی بابت حضور در کارگاه به اطلاع می رسانم که به علت استقبال دانشجویان دانشکده و بسته شدن فهرست شرکت کنندگان، احتمالا در هفته آخر فروردین سال جدید دور دوم این کارگاه برگزار خواهد شد. بنابراین افراد علاقه مند می توانند جهت ثبت نام و قرار گرفتن در فهرست جدید بین ساعات ۱۰ تا ۱۶ با سرکار خانم ترابی ۰۹۳۵۴۳۵۱۴۶۰ در تماس باشند...

با آرزوی موفقیت
اطلاعیه کلاس های ترم زمستان
بدین وسیله به اطلاع دوستان گرامی می رساند کلاسهای ترم دانشگاه آزاد اسلامی از این هفته پنج شنبه ۱۷/۱۲/۹۱ آغاز می گردد. جهت هماهنگی و اطلاع از شرایط کلاسها و آخرین تغییرات می توانید بین ساعات ۱۰ تا ۱۶ با خانم ترابی ۰۹۳۵۴۳۵۱۴۶۰ در تماس باشید...

با آرزوی موفقیت
کتاب های مفید (بخش اول)
با عرض سلام و احترام خدمت دوستان گرامی
پیرو درخواست بسیاری از شما دوستان مبنی بر معرفی برخی کتب مناسب و کاربردی جهت مطالعه و کسب آمادگی هرچه بیشتر قبل ورود به مقطع کارشناسی ارشد، منابع زیر خدمتتان معرفی می گردد. امیدوارم که در جهت رشد شما موثر واقع شود:
۱. نظریه های مشاوره و روان درمانی:
- نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی. جرالد کوری. ترجمه یحیی سید محمدی. نشر ارسباران. شماره تماس: ۸۸۹۷۳۳۵۸
- نظریه های روان درمانی و مشاوره (نظریه، عمل و تحقیق). کارول شاو آستاد. ترجمه مهرداد فیروزبخت. نشر ویرایش. شماره تماس: ۸۸۹۷۳۳۵۹
- مورد پژوهی در مشاوره و روان درمانی. جرالد کوری. ترجمه عبدالله شفیع آبادی و بیتا حسینی. انتشارات جنگل. شماره تماس: ۶۶۴۹۵۲۷۵
- نظریه ها و فنون مشاوره. زرماری تامسون. ترجمه معصومه اسمعیلی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شماره تماس: ۲۲۰۲۴۱۴۰
- مشاوره و روان درمانی در توانبخشی معلولین (کاربرد نظریه ها). آناهیتا خدابخشی کولایی. نشر دانژه. شماره تماس: ۸۸۸۴۲۵۴۳
۲. نظریه های خانواده درمانی:
- خانواده درمانی. ایرنه گلدنبرگ و هربرت گلدنبرگ. ترجمه حمیدرضا حسین شاهی برواتی، سیامک نقشبندی و الهام ارجمند. نشر روان. شماره تماس: ۸۸۹۷۳۳۵۸
- مقایسه نظریه های خانواده درمانی با محوریت نظریه و کاربرد سیستمی. رودی دالاس و راس دراپر. ترجمه معصومه اسمعیلی. موسسه خدمات فرهنگی رسا. شماره تماس: ۶۶۴۱۵۰۴۰
- خانواده درمانی (مفاهیم و روشها). مایکل پی. نیکولز و ریچارد سی. شوارتز. ترجمه محسن دهقانی و همکاران. نشر دانژه. شماره تماس: ۸۸۸۴۲۵۴۳
- نظریه ها و فنون خانواده درمانی. سیدمهدی حسینی (بیرجندی). انتشارات رشد. شماره تماس: ۶۶۴۹۸۳۸۶

با آرزوی موفقیت
جایگاه...
وسعت زندگی هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست.
سر تا پای خودم را كه خلاصه میكنم، می شوم قد يك كف دست خاك
كه ممكن بود يك تكه آجر باشد توی ديوار يك خانه.
يا يك قلوه سنگ روی شانه يك كوه
يا مشتی سنگريزه، تهته اقيانوس
يا حتی خاك يك گلدان باشد؛ خاك همين گلدان پشت پنجره...
يك كف دست خاك ممكن است هيچ وقت
هيچ اسمی نداشته باشد و تا هميشه خاك باقی بماند، فقط خاك
اما حالا يك كف دست خاك وجود دارد كه خدا به او اجازه داده نفس بكشد.
ببیند، بشنود، بفهمد، جان داشته باشد.
يك مشت خاك كه اجازه دارد عاشق بشود،
انتخاب كند، عوض بشود، تغيير كند.
وای خدای بزرگ! من چقدر خوشبختم. من همان خاك انتخاب شده هستم.
همان خاكی كه با بقيه خاكها فرق میكند.
من آن خاكی هستم كه خدا از نفسش در آن دميده
من آن خاك قيمتیام.
که می خواهم تغییر کنم....انتخاب کنم.
وای بر من اگر همین طور خاك باقي بمانم.
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم...
بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم.
پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم...

باتشکر از سرکار خانم الهه صادقی بابت ارسال مطلب
اسبابشون رو گذاشتن تو کوچه، بابا ندارن...

باتشکر از سرکار خانم دکتر شاهمرادی بابت ارسال مطلب
ارزشش را داشت (از مجموعه داستان های آموزنده)
جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند. مافوق به سرباز گفت: "اگر بخواهی می توانی بروی اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی حرف های مافوق اثری نداشت و ...".
سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند. افسر مافوق به سراغ آنها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت: "من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی".
سرباز در جواب گفت: "قربان ارزشش را داشت". افسر مافوق پاسخ داد: "منظورت چیه که ارزشش را داشت؟ می شه بگی؟". سرباز جواب داد: "بله قربان، ارزشش را داشت. چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود. من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم". اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی"...

باتشکر از سرکار خانم موسوی بابت ارسال مطلب
باز هم تصادف، من که خسته شدم...
سلام بر دوستان گرامی
متاسفانه علی رغم احتیاط زیاد و درس گرفتن از تصادف سه هفته پیش، امروز تو میدون جانبازان (سبلان) زدم به یه پرشیا و باید با یک چراغ برم ساری! متاسفانه درگیری ذهنی بابت پایان نامه عقب افتاده و تصویب طرح تحقیق تمرکز رو ازم گرفته. باید تا چهارشنبه شهرستان باشم تا کار ماشین انجام بشه. نمی دونم چم شده منتها از ۴ماه پیش که پسر عموی ۲۰ سالم بخاطر سرطان از دنیا رفت خیلی وقتا تو فکرش میرم و واقعیت اینه که مرگ رو نزدیک حس می کنم. البته در کل وقتی که نزدیکان از دنیا میرن این احساس برای افراد طبیعی هست.
منو ببخشید که کمتر می تونم به وب سر بزنم و جواب بدم...

من که رعایت می کنم. شما هم مواظب خودتون باشید. واقعا حادثه خبر نمی کنه...
کمک بی منت...
مستند سازی اشکالات کلید اولیه سازمان سنجش
باعرض سلام و احترام خدمت دوستان گرامی
لطفا اشکالات مربوط به کلید اولیه سازمان سنجش رو با استناد به نام کتاب، شماره صفحه و گزینه مورد نظر ارسال کنید. جهت ارسال نظر شما به مسئولین سازمان سنجش ضروری است که خود سئوال و گزینه هایش ارسال شود. از همکاری شما سپاسگذارم...

این تصویر هم یه جورایی فرافکن هست...
کارگاه درمان عقلانی - عاطفی - رفتاری
انجمن علمی - دانشجویی مشاوره بر گزار می کند:
کارگاه درمان عقلانی - عاطفی - رفتاری الیس
با ارائه گواهی معتبر از دانشگاه
زمان: سه شنبه 15اسفند - ساعت 13 تا ۱۷ (دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی)
مدرس: میرسعیدجعفری (دانشجوی سال آخر دکتری تخصصی مشاوره)
هماهنگی: آقای امین تجن جاری 09378318997
جهت مطالعه زندگی نامه آلبرت الیس به ادامه مطلب توجه کنید...
روش های تربیتی دختران...
آیا روشهای تربیتی دختران با پسران تفاوت دارد؟
پدر و مادر باید بدانند از آن جایی که تمایل پسران با دختران فرق میکند، در برخی مسائل هم تفاوت دارند. نباید فراموش کرد که پسران، رفتار با جنس مخالف را از مادر میآموزند و دختران از پدر یاد میگیرند. بنابراین اگر پدری طبیعت وجودی دختر خردسالی را نشناسد و آنطور که خودش میخواهد با او رفتار کند این مساله بین پدر و دختر فاصله میاندازد...





بنام یگانه عالم عالم