کریم خان زند و مرد درویش...

 

درویشی تهیدست از كنار باغ كریم خان زند عبور می‌كرد.
چشمش به شاه افتاد، با دست اشاره‌ای به او کرد. كریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.
كریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من كریم است و نام تو هم كریم و خدا هم كریم. آن كریم به تو چقدر داده است و به من چه داده؟
كریم خان در حال كشیدن قلیان بود. گفت چه می‌خواهی؟
درویش گفت: همین قلیان مرا بس است.
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان كسی نبود جز كسی كه می‌خواست نزد كریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سكه كرد و قلیان نزد كریم خان برد.


روزگاری سپری شد....

 درویش جهت تشكر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد. با دست اشاره‌هایی به كریم خان زند كرد و گفت: نه من كریمم نه تو. كریم فقط خداست که جیب مرا پر از پول كرد و قلیان تو هم سر جایش هست...

 

باتشکر از دوست گرامی جناب آقای برمک

 

 

رستوران 1دلاری و نرخ مشاوره...

 

جانی ساعت ۲ از محل کارش خارج شد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستش برود، تصمیم گرفت با همان یک دلاری که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد...

ادامه نوشته

داستان یک عشق واقعی...

 

     یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیرتکراری برای ابراز عشق بیان کنید؟.....

ادامه نوشته

باز هم یک داستان واقعی عبرت آموز...

 

نزدیک اذان صبح بود

ابراهیم رفت بالای خاکریز تا اذان بگه

عراقی ها با شنیدن صدای اذان به طرفش تیر اندازی کردند.

گلوله خورد به سرش

اما خدا خواست که زنده بمونه...

... بعد از ظهر همان روز چند تا عراقی رو اسیر کردند.

یکیشون اعتراف کرد که من به صورت رزمنده اذان گو تیر زدم.

بچه ها اون عراقی رو آوردن پیش ابراهیم

از وحشت رنگ به رویش نمانده بود

خودش رو آمادی مرگ می دید

وقتی قضیه رو برا ابراهیم تعریف کردیم و گفتیم این تو رو با تیر زده

بهمون گفت: هوایش رو داشته باشین، چون او به اسلام پناه آورده

اسیر عراقی با دیدن رفتار ابراهیم توبه کرد

کنار ما موند و با عراقی ها جنگید

تا اینکه توی یه عملیات به شهادت رسید.

 

منبع: حکایت فرزندان روح الله - صفحه ۲۶

یامون باشه که گاهی یه رفتار ما می تونه اعتقادات یه فرد رو دگرگون کنه و خوشا به حال کسانی که با رفتارشون ، گفتارشون ، قلمشون و ...

عده ای رو به سمت خدا میارن...

به نقل از وبلاگ: http://khakrize-khaterat.blogfa.com/

 

تشکر از اعتماد شما...

 

باعرض سلام و احترام خدمت دوستان گرامی

     از هفته اول خردادماه ۹۰ بود که کار راهنمایی شما دانشجویان گرامی جهت شناخت منابع، برنامه ریزی و شرکت در کلاس ها در جهاد دانشگاهی تهران در دستور کار قرار گرفت و تا دو هفته قبل از کنکور یعنی نیمه بهمن ماه بجز دوهفته که شهرستان رفتم ادامه داشت. در این مدت استقبال شما بزرگواران تا حدی بود که برخی هفته ها تا ۳۵نفر رو بین ۱۴ تا ۲۰ ملاقات می کردم و در حد توان سعی در کمک داشتم. در این مجال خواستم اعلام کنم اگر بدرفتاری، سوء برداشت یا کم کاری از بنده دیدید به بزرگی خودتان ببخشید. این افتخار بزرگی برای بنده بود که شما داوطلبها را از موسسات مختلف چون: اکسین، بینش، جهاد دانشگاهی تهران، قلم چی، مدرسان شریف و ماهان پذیرا باشم. فکر می کنم اینکه هر کدام از ما در جایگاه خودش بتواند در حد توان برای دیگران انرژی صرف کند بسیار بسیار کمک کننده خواهد بود و جدا باعث رشد جامعه می شود.

نهایت اینکه دوستان مطمئن باشند مزد زحمت خودشان را در کنکور امسال خواهند گرفت...

 

نام نیکو کز آدمی ماند یادگار            به کزو ماند سرای زرنگار

 

باتشکر و آرزوی سربلندی.

میرسعیدجعفری

 

جملات آموزنده...

 

زندگی دقیقا به ما آن چیزی را می دهد که به دنبالش هستیم (مارک فیشر).

نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمی شود (آنتونی رابینز).

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم  (ژوزف مورفی).

آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او می شود (هراکلیتوس).

به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید (ژوزف مورفی).

عیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم (آنتونی رابینز).
 
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست می دهند هرگز موفق نمی شوند (مارک فیشر).
 
 

باتشکر از دوست بزرگوار جناب آقای متین افشار

 


پیری ...

 

 چند دوست قديمی که همگی ٤٠ سال سن داشتند می‌خواستند شام را با همديگر صرف کنند و پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام باهم توافق کردند که...

ادامه نوشته

آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت...

 
دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر مي دهند...
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند!
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم
فهم ديگران برايمان مشكل تر و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...
آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ
به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.
اما آب راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمی توان بخشید و گذشت اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد...
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوزي که نبینی ولی با آگاهی و شناخت
 
و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت...
 
باتشکر از دوست عزیز جناب آقای محمد علی برمک

همه اخلاق بد...

 

همه اخلاق بد

از ظلم و کین و حسد و بی رحمی و کبر

چون در تست نمی رنجی

چون آنرا در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی

پس بدان که از خود می رنجی و می رمی...

"فیه مافیه"

 

از كتاب بوسه هاي خداوندگار

به انتخاب هادي رنجبران

دستان دعاکننده...

 

     در یك دهكده كوچك نزدیك نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می كردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می‌بایستی 18 ساعت در روز به هر كار سختی كه در آن حوالی پیدا می‌شد تن می‌داد...

ادامه نوشته

بودجه بندی امتحان 50% اول مشاوره و منابع امتحانی گروه آموزشی جعفری

 

جهت اطلاع از بودجه بندی و منابع آزمون ۵۰٪ اول مشاوره گروه آموزشی بنده که در موسسه آموزش عالی آزاد

نگاره برگزار می گردد به ادامه مطلب توجه فرمایید...

ادامه نوشته

صاحب بخت و دولت

 

كسي چون بشنود كه در فلان شهر

كريمي هست كه عظيم بخشش ها و احسان كند.....

 

براي مطالعه كامل مطلب از فيه مافيه به ادامه مطلب توجه فرماييد.

ادامه نوشته

هاي هوي بلند...

نعره هاي پنهاني تو را گوش اصحاب مي شنوند....

براي خواندن گزيده گفتارهاي فيه مافيه به ادامه مطلب توجه فرماييد.

ادامه نوشته

درخواست کمک علمی .....

    

     از همه دوستان خوبم جهت ارتقای سطح علمی و عملی دانشجویان روان شناسی و

مشاوره درخواست کمک دارم. لطفا با نوشته ها و مقالات خوبتون ما رو همراهی کنید...

    

      باتشکر. میرسعیدجعفری

درباره مشاوره

 

بی گمان در این عصر تزویر و بحران و گم شدن خود پنداره ها، مشاوره پیش از آنکه یک حرفه باشد رسالتی انسانی است. رسالتی که تنها اهلش را می طلبد. آن ها که دردی در جان دارند و دغدغه شان ...

ادامه نوشته

داستانک نمازهایی که سبک شمرده می شود...

یکی از دوستانم تعریف می کرد وقتی مامانم نماز می خونه...

ادامه نوشته

حوادث جالب و آشکار از زندگی آلبرت انیشتین!

برخی از حوادث جالب و آشکار از زندگی آلبرت انیشتین که توسط مجله تایم به عنوان مرد قرن مفتخر شده بود...
ادامه نوشته